سيد مرتضى حسيني فيروزآبادي ( مترجم : ساعدي )

66

فضائل الخمسة من الصحاح الستة ( فضائل پنج تن ( ع ) در صحاح ششگانه اهل سنت ) ( فاسي )

معنى را مىدانيم كه تو محمد فرزند عبد الله مىباشى . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آرى ! من رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و محمد بن عبد الله‌ام . سپس به على عليه السّلام فرمود : يا على ! كلمه « رسول الله » را از صدر قرار داد صلح ( حديبيه ) محو كن ، على عليه السّلام بعرض رسانيد : من هرگز نام شما را محو نخواهم كرد . رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله صلح نامه را بدست گرفت و نام « رسول الله » را بدست مبارك خويش به « محمد بن عبد الله » تعويض فرمود . و صلح نامه به اين كيفيت نگاشته شد : آنچه در اين صلح نامه آمده است ، مصالحهء خطى است كه محمد بن عبد الله طبق شرايط زير به نگارش در آورده است : 1 - در حالى وارد مكه شود كه شمشيرش در نيام باشد ؛ 2 - هر گاه كسى خواهان پيروى از او بود او را از مكه بيرون نبرد ؛ 3 - هر گاه يكى از اصحابش تصميم داشته باشد در مكه بماند ، او را از ماندن در مكه ممانعت ننمايد . پيغمبر با توجه به شرايط ياد شده « صلح نامه » را پذيرفت و بدنبال آن وارد مكه شد . و بمجردى كه مدت اقامت حضرت رسول اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله در مكه بسر آمد ، مردم مكه با على عليه السّلام ملاقات كردند و اظهار داشتند : به صاحب و دوستت بگو ، اينك مدت اقامت شما در مكه منقضى شده است . و مطابق قرار دادى كه امضا كرده ، بايد از مكه بيرون برود پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله آماده بيرون رفتن از مكه بود كه در اين هنگام ، دختر « حمزه » ( عماره ) با فرياد « اى عمو جان ، اى عمو جان » بدنبال پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله دويد ، حضرت على عليه السّلام او را به سوى خود خواند و دستش را گرفت و به فاطمه عليها السّلام فرمود : اينك ، دختر عمويت را به تو سپردم فاطمه عليها السّلام هم او را در پشت سر خويش بر شتر سوار كرد . در همين موقع بود كه ميان « على » ، « جعفر » و « زيد » گفتگويى اتفاق افتاد . حضرت على عليه السّلام فرمود : من شايسته‌تر به « عماره » ام ؛ چرا كه او دختر عموى من است . « جعفر » گفت : من نسبت به او